سلام دوستان عزیز بعد از یک وقفه اینک یک پورتره خبری سینمایی را که از نوشته های خودم می باشد برایتان برگزیدم منتظر نظریات تان هستم . خوشوقت باشید.

صحرا کریمی: "سینما برای من یک بینش فکری و فلسفی است"

صحرا، دخترک سرشوخ که 16 سال بیشتر نداشت، بعد از یک مشاجره کوتاه با خواهر بزرگترش زهرا، از ترس تنبیه خواهرش پا به فرار نهاد واز درب خانه شان که در یکی از کوچه های ایران قرار داشت بیرون شد.

در بیرون دروزاه یک تکسی ایستاد و خانمی از تکسی پایین شده به صحرا گفت:" من یک دخترافغان را کار دارم" صحرا گفت:" من دختر افغان استم" خانم که کسی جزمریم شهریار کارگردان شناخته شده ایران نبود از او پرسید آیا در فلم من بازی می کنی؟ و صحرا بلادرنگ جواب مثبت داد.

اتفاقآ وقتی از زهره در مورد صحرا پرسیده شد او نیز گفت:" این خواهری که من دارم میتواند بازیگرخوب فلمتان باشد." و به این ترتیب پای صحرا کریمی که محصل فزیک و ریاضی بود به دنیای سینما کشانیده شد و او نقش اول فلم ایرانی دختران خورشید را ایفا کرد.

دختران خورشید در سال 2000 در یک جشنواره در کشور سلواکیا جایزه مهمی را به دست آورد و بعدآ سلواکیا از صحراکریمی دعوت کرد که به سلواکیا برود صحرا به سلواکیا رفت و در رشته فلم مستند لیسانس به دست آورد، در رشته فلم بلند داستانی فوق لیسانس را به دست آورده و اکنون 27 سال دارد و شهروند سلواکیا میباشد ، محصل مقطع دوکتورای رشته کارگردانی سینما در یکی از دانشگاههای سلواکی است.

کریمی در طول بیش از هفت سالی که به سینما رو آورده است 35 فلم مستند کوتاه ساخته است که بلند ترین آن 30 دقیقه را در بر می گیرد و تعداد جوایز بین المللی او از جشنواره های مختلف کشورهای جهان به 75 جایزه می رسد؛ اما بیشترین جایزه فلم مستند" در جستجوی خیال" او به دست اورد که حدود 50 جایزه است.

در جستجوی خیال مستندی است که محور اصلی آن یگانه تیلیفون است که در یک کمپ مهاجرین وجود داشت. این مستند جایزه جشنواره "بیل باوه" اسپانیا را نیز در کنار دیگر جوایزش با خود دارد.

صحرا کریمی را در دفترم ملاقات کردم، دختری پرکارو مستعد که با اندام لاغر و چهره استخوانی اش خیلی فعال می کند او که با لهجه ایرانی صحبت می کند در مورد اینکه چرا سینما را انتخاب کرد، گفت:" ابتدا سینما پای مرا به سوی خودش کشاند و بابازی غیر مترقبه در فلم دختران خورشید مرا به دنیای هنر برد و بعد من دنبالش افتید و او را برگزیدم، زیرا من از آن دریچه منطقی ریاضی فزیک به دنیا نگاه می کردم و وقتی به دنیای هنر آمدم زاویه دیدم تغییر خورد، چون دنیای هنرهم فلسفی است، هم شاعران و هم رنگها در این جا زبان دیگر دارند."

صحرا افزود:"سینما برای من تنها یک صدا وتصویر نیست، بلکه یک بینش فکری و فلسفی است که میتوانم نظرات وافکارم در قبال جامعه امرا توسط آن انتقال دهم، چون سینما برای من اندیشه است."

صحرا کریمی به زبانهای دری، انگلیسی و چکسلواکی تسلط کامل دارد، گاهگاهی به گفته خودش در عالم تنهایی به گفتن شعر میپردازد و شعر را گریزی از تنهایی می داند.

او کارکردهای سینماگران مطرح افغانستان صدیق برمک و عتیق رحیمی را خیلی می پسندد و از کار دیگر سینما گران نیز به نیکی یاد کرده می افزاید که کمیت ها است که کیفیت ها را بار می آورد، همین که فلمسازان افغان همت می کنند و فلمی می سازند خودش ارزش خود را دارد.

پنجشنبه گذشته فلم مستندی به نام "زنان افغان در پشت فرمان راننده گی " از ساخته های صحرا کریمی در تالار لیسه استقلال به نمایش گذاشته شد.

این فلم زنده گی چند زن افغان را نمایش می دهد که عده ای با مشکلات فراوان روبرو استند و راننده گی را بخاطر ادامه زنده گی انتخاب کرده اند و شمار دیگر فقط بخاطر علاقه مندی به راننده گی به این مسلک رو آورده اند.

در این فلم زنانی نیز دیده می شوند که به رضا و رغبت خودشان شوهرانشان را انتخاب نکرده اند یا شوهران شان معیوب استند ویا از زندگی با شوهرانشان رضایت دارند، اما شخصیت مرکزی سهیلا خانمی است با دوفرزند که جدا از شوهرش زنده گی می کند و با اتکا به راننده گی احتیاجات زنده گی اشرا برآورده می سازد.

کریمی می گوید فلم " زنان افغان در پشت فرمان راننده گی را در سه سال تهیه کرده است و در این روزها روی اولین فلم بلند داستانی اش به نام " بوی خوش خشخاش" که قرار است سال آینده در قریه پریان ولایت پنجشیر فلمبرداری شود کار می کند.

او ادامه می دهد که شخصیت های فرعی فلمش را انتخاب کرده است ودنبال شخصیت مرکزی فلمش که باید یک دختری 16 ساله افغان باشد، در طول فلم حرف نزند و همه گفتنی هایش راصورت و نگاه اش بیان دارد، می گردد.